فرایند کلی حسابرسی عملیاتی که در این مقاله تشریح شده است با هدف ارائه راهنمایی کلی و عملی، نه به عنوان راهنمای جامع و تفصیلی، برای کلیه واحدهای مورد رسیدگی و یا بخشهایی از واحدهای مذکور با اندازههای متفاوت کاربرد دارد.
این فرایند دربرگیرنده مراحل متوالی و منطقی حسابرسی عملیاتی است و بهآسانی قابل درک است و در عین حال با رویکردهای متداول در سطح بینالمللی در مورد انجام حسابرسی عملیاتی و مصوبات کمیته حسابرسی عملیاتی سازمان حسابرسی و هیئت اجرایی موسسه حسابرسی عملیاتی سازمان حسابرسی مطابقت دارد. منابع مورد استفاده جهت تشریح این رویکرد در انتهای این مقاله درج شده است.
1- تعیین هدفهای کلی
هدفهای کلی حسابرسی عملیاتی ممکن است مشتمل بر ارزیابیعملکرد، شناسایی فرصتهایی برای بهبود عملیات، ارائه پیشنهادهایی برای بهبود عملیات یا لزوم انجام بررسیها و اقدامات بیشتر باشد.
هدفهای کلی مذکور بهوسیله کمیته حسابرسی عملیاتی و مدیریت انجمن حسابداران رسمی امریکا به شرح زیر تعریف شده است:
ارزیابی عملکرد
هر حسابرسی عملیاتی شامل ارزیابی عملکرد یک سازمان است. ارزیابی عملکرد عبارت است از مقایسه شیوه انجام فعالیتهای سازمان با:
1- هدفهای تدوین شده بهوسیله مدیریت یا طرف قرارداد، مانند سیاستهای سازمانی، استانداردها و هدفهای کمی، و
2- سایر معیارهای اندازهگیری مناسب.
شناسایی فرصتهای بهبود عملیات
منظور از بهبود عملیات، بهطورکلی عبارت از افزایش صرفههای اقتصادی، کارایی یا اثربخشی و یا ترکیبی از این عوامل است. حسابرس عملیاتی فرصتهای مشخص برای بهبود را از طریق تجزیه وتحلیل مصاحبههای انجام شده با افراد (اعم از درون وبرون سازمانی)، مشاهده عملیات، بررسی گزارشهای جاری و گذشته، بررسی معاملات، مقایسه با استانداردهای صنعت، بهکارگیری قضاوت حرفهای براساس تجربه یا سایر ابزارهای مناسب شناسایی میکند.
پیشنهادهایی برای بهبود عملیات یا لزوم انجام بررسیها و اقدامات بیشتر
نوع و ماهیت و دامنه پیشنهادهای ارائه شده در جریان حسابرسی عملیاتی بسیار متفاوت است. در اغلب موارد، حسابرس ممکن است پیشنهادهای ویژهای ارائه کند. در بعضی موارد ممکناست بررسیهای بیشتری (نه در محدوده پیشبینی شده در قرارداد حسابرسی) ضرورت یابد که در این صورت حسابرس ممکن است دلایل نیاز به انجام بررسیها و اقدامات بیشتری را در زمینهای ویژه بیان کند.
حسابرسی عملیاتی معمولاً به منظور تامین ترکیبی از هدفهای کلی پیشگفته انجام میشود. با این حال ممکن است یک یا چند هدف کلی بر بقیه اولویت یابد.
از آنجا که هدفهای حسابرسی عملیاتی، ارزیابی عملکرد، شناسایی فرصتهای بهبود عملیات، ارائه پیشنهاد یا ترکیبی از آنهاست، بین کارهای مختلف حسابرسی عملیاتی تفاوتهای چشمگیری وجود دارد. از یک طرف، حسابرسی عملیاتی ممکن است برحسب درخواست یک شخص ثالث (از قبیل یک سازمان دولتی) تنها با هدف ارزیابی عملکرد یک سازمان انجام شود. از طرف دیگر، حسابرسی عملیاتی،میتواند انجام بررسیهای عمیق به منظور ارائه پیشنهادهایی درباره راههای اصلاح مشکلات جدی عملیات را شامل شود. بین دو محدوده بالا ممکن است از حسابرس خواسته شود که عملیات را بررسی و نقاط ضعف را گزارش کند و تاکید گردد که زمان کمی برای تهیه و تدوین پیشنهادها صرف نماید. در هر حال حسابرسیهای عملیاتی، اغلب ترکیبی از هدفهای بالا را دنبال میکنند. با توجه به اینکه هدفهای حسابرسی عملیاتی بسیار متفاوت است به منظور جلوگیری از هرگونه برداشت نادرست درباره هدف کار، لازم است قبل از شروع عملیات حسابرسی، هدف یا هدفهای کلی بهطور شفاف تعیین شود.
تدوین هدفهای حسابرسی، قبل از انجام هرکاری، بسیار مهم است. در صورتی که هدفهای مذکور بهطور روشن تدوین شود، مبنای مناسبی جهت انجام عملیات حسابرسی خواهد بود و به عنوان خطوط راهنمای حسابرسان تلقی میشود. هدفهای کلی حسابرسی باید بهوسیله مدیر حسابرسی با اعضای تیم حسابرسی در میان گذاشته شود تا آنان مقاصد و اهداف مشخص حسابرسی را بهروشنی درک کنند. چنانچه هر یک از اعضای تیم حسابرسی، هدفهای حسابرسی را قبل از شروع کار بهنحو مناسب درک کند، پرسشهای بعدی کمتر خواهد بود.
حسابرسی عملیاتی ممکن است ارزیابی عملیات یک سازمان یا بخش مشخصی از آن را به منظور تحقق هدفهای مشخص دربرگیرد. اگر چه موضوع حسابرسی عملیاتی ممکن است دربرگیرنده عملیات کامل یک سازمان باشد، اما معمولاً دامنه کار به فعالیتهای بخشی از یک سازمان محدود میشود. منظور از <بخش> میتواند یک واحد سازمانی مانند <قسمت>، <کارخانه>، <دایره>، یا <شعبه> یا یک وظیفه مانند <بازاریابی>، <تولید> یا <دادهپردازی> باشد.
2- گرداوری اطلاعات، بررسیهای اولیه و شناسایی مقدماتی حوزههای دارای ریسک بالا یا مشکل آفرین
اطلاعاتی که در این مرحله گرداوری میشود و بررسیهای اولیه انجام شده باید بتواند مبنای مناسبی را برای تدوین طرح کلی حسابرسی فراهم کند. با استفاده از نتایج حاصل از گرداوری اطلاعات و بررسیهای اولیه، حسابرس باید قادر شود حوزههای مهم، مخاطرهآمیز و حساس را بهطور مقدماتی شناسایی کند. شناسایی نهایی حوزههای دارای ریسک بالا یا مشکلآفرین و فراهم کردن شواهد کافی در این خصوص، در مراحل بعدی صورت خواهد گرفت. منظور از حوزههای دارای ریسک بالا، حوزهها یا فعالیتهایی است که احتمال تحقق هدفهای آنها پایین است.
بهعبارت دیگر چنانچه احتمال عدم تحقق هدفهای کنترل داخلی در بخش یا فعالیتی بالا باشد، در چنین وضعیتی ناحیه مربوط دارای ریسک بالا و بحرانی خواهد بود.
مهمترین نتایج مورد انتظار از گرداوری اطلاعات و بررسیهای اولیه، شامل موارد زیر است:
الف- شناخت کلی وضعیت موجود واحد مورد رسیدگی (مشتمل بر کنترلهای مدیریت)،
ب - شناخت کلی الزامات قانونی و مقرراتی،
پ - شناسایی مقدماتی حوزههای مهم، دارای ریسک بالا و حساس یا مشکلآفرین،
ت-تشخیص مقدماتیمعیارهای مورد نیازجهت ارزیابیعملیات،
ث-تشخیص یافتهها و پیشنهادهای بااهمیت ناشی از حسابرسیهای قبلی (حسب مورد)،
ج - تشخیص منابع بالقوه اطلاعاتی،
چ - تشخیص اینکه آیا کار انجام شده توسط سایر حسابرسان و کارشناسان میتواند برخی از هدفهای حسابرسی را تامین کند؟
ح - فراهم شدن امکان براورد زمان انجام کار و حقالزحمه حسابرسی.
حسابرسان مسئولیت دارند معیارهایی را جهت ارزیابی عملیات مورد استفاده قرار دهند که در ارتباط با موضوع مورد حسابرسی، معقول، دستیافتنی و مربوط باشد.
نمونههایی از معیارهای ممکن به شرح زیر است:
الف- هدفهای وضع شده توسط قوانین و مقررات یا تعیین شده توسط مدیریت،
ب - استانداردها، روشها، بودجهها یا ظرفیتهای تولید و ارائه خدمات،
پ- نظر کارشناسان و مدارک انتشارات رسمی،
ت - عملکرد سالهای قبل، و
ث - عملکرد سایر واحدهای اقتصادی مشابه.
در موارد بااهمیت، تدوین معیارهای ارزیابی، معمولاً مستلزم گسترش دامنه کار یا انعقاد قرارداد جداگانهای است. انتخاب معیار بهویژه وقتی اهمیت مییابد که قرار باشد عملکرد جاری ارزیابی و گزارش شود. معیارهای مناسب برای هدف مذکور باید برای پشتیبانی از نتیجهگیریها و پیشنهادها، بیطرفانه، مربوط و کافی باشد.
در این راستا مذاکره حسابرس با طرف قرارداد درباره معیار اندازهگیری، قبل از بهکارگیری آنها بهعنوان مبنای ارزیابی یک فعالیت خاص توصیه میشود.
3- تدوین طرح کلی حسابرسی
حسابرسی باید به نحو مناسب برنامهریزی شود، بهطوریکه بتوان از انجام اثربخش آن اطمینان حاصل کرد. برنامهریزی یعنی تدوین طرح کلی حسابرسی و طرحهای تفصیلی (برنامههای مختلف حسابرسی) برای انجام مراحل مختلف عملیات حسابرسی. برنامهریزی حسابرسی به دلیل بازخوردهای ناشی از اجرای روشهای حسابرسی و پیشرفت عملیات، فرایندی است که در تمام مراحل حسابرسی تداوم دارد. در واقع طرح کلی حسابرسی و برنامههای حسابرسی باید متناسب با پیشرفت کار حسابرسی و حسب نیاز، تجدید نظر شود. چنانچه دو مرحله اول فرایند کلی حسابرسی به خوبی انجام شود، مدیریت و اجرای عملیات حسابرسی به طور نسبی آسان خواهد بود. در این مرحله طرح کلی حسابرسی تدوین میشود. طرح کلی حسابرسی مشتمل بر زمان انجام کار، براورد حقالزحمه حسابرسی و انتخاب همکاران مناسب جهت انجام عملیات حسابرسی است. طرح کلی حسابرسی با استفاده از اطلاعات بهدست آمده در مرحله قبلی و با درنظر گرفتن حوزههای دارای ریسک بالا که بهطور مقدماتی شناسایی شده است، تدوین میشود.
4- درک و مستندسازی کنترلها و شرایط موجود
در این مرحله با درنظر گرفتن تعریف کاربردی هدفهای کنترل داخلی (چارچوب یکپارچه کنترل داخلی) و آگاهی از ریسکهای بالقوه دستیابی به هدفهای یادشده و با استفاده از پرسشنامههای کنترل داخلی (پرسشنامههای تفصیلی مناسب حسب تشخیص حسابرس) و اطلاعات گرداوری شده در مراحل قبلی، حسابرس در موقعیت مناسبی برای درک و مستندسازی کنترلها و شرایط موجود (مشتمل بر هدفهای کلیه فعالیتهای مهم واحد مورد رسیدگی و زیرفعالیتهای مربوط و عوامل ریسک هدفهای مذکور و فعالیتهای کنترلی موجود) قراردارد و بهآسانی قادر است پرسشهای شفاف و آگاهانهای را مطرح کند. بدیهی است در صورتی که حسابرسان از پرسشنامههای کنترل داخلی جهت درک کنترلهای موجود استفاده کنند، عمل درک و ارزیابی کنترلهای موجود در محدوده مربوط بهطور همزمان انجام میشود. هدفهای ویژه هر سازمان یا یک بخش مشخص یا یک حوزه مشخص باید بهدقت تعریف شود.گاه طرف قرارداد، اعم از واحد مورد رسیدگی یا شخص ثالث ممکن است به تعریفی روشن از هدفهای عملیات نیاز داشته باشد. در این موارد حسابرس باید سعی کند نیاز مذکور را برطرف کند. اما در هر حال مسئولیت تعیین هدفهای مشخص کماکان به عهده طرف قرارداد است.
تعیین هدفهای ویژه هر سازمان ممکن است چنان با اهمیت باشد که انعقاد قرارداد جداگانهای در این خصوص را اقتضا کند. در طی مدت انجام حسابرسی عملیاتی، ممکن است سئوالاتی در مورد مناسب بودن هدفهای مشخص مطرح شود و تضادهایی بین هدفهای مذکور نمایان شود. در این صورت ممکن است این موضوعات در گزارش حسابرسی درج شود. اعم از این که حسابرس درباره تعیین هدفهای مشخص اقدام یا مساعدتی به عمل آورده باشد یا خیر. مفهوم کنترل در حسابرسی عملیاتی بسیار گستردهتر از مفهوم کنترلهای مرتبط با قابلیت اعتماد گزارشدهی مالی است. کنترلها در این رویکرد معادل کنترلهای مدیریت تلقی میشود و کلیه کنترلهای گزارشدهی، عملیاتی و رعایتی را دربرمیگیرد.
حسابرس باید شناخت کافی از کنترلهای مدیریت واحد مورد رسیدگی بهدست آورد. هرگاه کنترلهای مدیریت از لحاظ هدف حسابرسی بااهمیت باشد، حسابرسان باید به منظور پشتیبانی از قضاوت خود نسبت به آن کنترلها، شواهد کافی گرداوری کنند. شواهد ممکن است به صورت عینی، مستند، استشهادی و تحلیلی طبقهبندی شود. شواهد عینی توسط حسابرسان و از طریق بازرسی یا مشاهده مستقیم افراد، اموال یا رویدادها تحصیل میشود. چنین شواهدی ممکن است به صورت یادداشت، عکس، رسم کروکی، نمودار، نقشه یا نمونههای عینی مستند شود. شواهد مستند شامل اطلاعات ایجاد شده از قبیل نامهها، قراردادها، ثبتهای حسابداری، صورتحسابها و اطلاعات مدیریت درباره عملکرد است. شواهد استشهادی از طریق پرسوجوها، مصاحبهها یا پرسشنامهها گرداوری میشود.
شواهد تحلیلی شامل محاسبهها، مقایسهها، تفکیک اطلاعات به اجزای آن و استدلالهای منطقی است. کنترلهای مدیریت، در مفهوم فراگیر آن شامل طرح سازمانی، روشها و رویههای مصوب مدیریت به منظور دستیابی به هدفهای سازمان است. کنترلهای مدیریت شامل فرایندهای برنامهریزی، سازماندهی، هدایت و کنترل عملیات واحد مورد رسیدگی است. به منظور کمک به حسابرسان در شناخت دقیقتر کنترلهای مدیریت و تشخیص اهمیت آنها از لحاظ هدفهای حسابرسی، کنترلهای مدیریت به شرح زیر طبقهبندی شده است:
الف- عملیات واحد مورد رسیدگی: کنترلهای مربوط به عملیات واحد مورد رسیدگی شامل خطمشیها و روشهایی است که مدیریت به منظور حصول اطمینان معقول از دستیابی به هدفهای واحد مورد رسیدگی به مرحله اجرا گذاشته است. شناخت این کنترلها حسابرسان را در شناخت عملیات واحد مورد رسیدگی که عوامل تولید را به ستانده تبدیل میکند، یاری میدهد.
ب - اعتبار و قابلیت اتکای اطلاعات: کنترلهای مربوط به اعتبار و قابلیت اتکای اطلاعات شامل خطمشیها و روشهایی است که مدیریت به منظور حصول اطمینان معقول از گردآوری و نگهداری اطلاعات معتبر و قابل اتکا و افشای منصفانه آن در گزارشها به مرحله اجرا گذاشته است.
پ - رعایت قوانین و مقررات: کنترلهای مربوط به رعایت قوانین و مقررات شامل خطمشیها و روشهایی است که مدیریت به منظور حصول اطمینان معقول از صرف منابع طبق قوانین و مقررات، به مرحله اجرا گذاشته است.
ت - حفاظت از منابع: کنترلهای مربوط به حفاظت از منابع در اختیار، شامل خطمشیها و روشهایی است که مدیریت به منظور حصول اطمینان معقول از حفاظت از منابع در مقابل حیف و میل، سرقت و سوءاستفاده، به مرحله اجرا گذاشته است.
با توجه به مطالب بالا آنچه ابعاد کنترلهای مدیریت را از ابعاد کنترل داخلی (به مفهوم چارچوب یکپارچه کنترل داخلی) گستردهتر میکند، وظایف مدیریت در رابطه با تعیین اهداف در سطح بنگاه و فعالیتها، برنامهریزی استراتژیک، مدیریت ریسک و اقدامات اصلاحی است. کسب شناخت حسابرسان درباره کنترلها و شرایط موجود از طریق پرسوجو، مشاهده عینی، رسیدگی به اسناد و مدارک، مطالعه سیستمهای تدوین شده، بررسی گزارش حسابرسی صورتهای مالی، نامه مدیریت، تجزیه و تحلیل گزارشها و مدارک خاص و اطلاعات ارائه شده و تکمیل پرسشنامههای از قبل طراحی شده صورت میگیرد. حسابرسان قبل از اینکه قادر باشند کنترلهای موجود را شناسایی، مستندسازی و مورد ارزیابی قرار دهند، باید بتوانند کنترلهای خاص و معیارهای مناسب برای یک بخش عملیاتی را تشخیص دهند. در بخش توضیحات مربوط به مرحله دوم، نمونههایی از معیارهای ممکن بیان شده است. در بیشتر موارد، کاراترین راه مستندسازی کنترلها در کاربرگهای حسابرسی، نمودار
(نمودار گردش عملیات، نمودار جریان دادهها ویا...) حوزه عملیاتی یا بخش مورد حسابرسی است. نمودارها اطلاعات را واضحتر از شرح سیستم انتقال میدهند و میتوانند وجود کنترلهای خاص، حوزههای ریسک بالقوه و مواردی را که کنترلهای خاص ممکن است وجود نداشته باشد، آشکارا نشان دهند. کنترلها و شرایط موجود شناسایی شده (مشتمل بر هدفهای کلیه فعالیتهای مهم واحد مورد رسیدگی و زیر فعالیتهای مربوط و همچنین عوامل ریسک دستیابی به هدفهای مذکور و فعالیتهای کنترلی موجود) حتماً باید با مسئولان مربوط در واحد مورد رسیدگی در میان گذاشته شود.
5- ارزیابی کنترلها و شرایط موجود
در این مرحله باید کنترلهای مناسب موجود و کنترلها و شرایطی که وجود ندارند و یا مناسب نیستند، مشخص شوند. حسابرس قادر است اینکار را با استفاده از اطلاعاتی که در مراحل قبلی بهدست آورده و همچنین با مطالعه کنترلهای مستند شده، قوانین و مقررات مربوط و بهرهگیری از تجربیات حرفهای خود و سایر معیارهای سنجش مناسب انجام دهد. افزون براین حسابرس به منظور تشخیص کنترلهای مناسب در مورد فعالیتهای مختلف میتواند از پرسشنامههای کنترل داخلی استاندارد که برای الگوهای عمومی تجاری تهیه شده است حسب مورد (در صورتیکه از پرسشنامه مشابهای در مراحل قبل جهت درک کنترلهای موجود استفاده شده باشد، تکمیل مجدد آن مورد ندارد) استفاده کند. با این حال به دلیل اینکه حسابرسان عملیاتی با سیستمهای عملیاتی گوناگونی سروکار دارند، عموماً بهکارگیری پرسشنامههای استاندارد به اندازه کافی اثربخش نخواهد بود. البته از چنین پرسشنامههایی به عنوان راهنما میتوان استفاده کرد و یا حسب مورد پس از انجام تعدیلات لازم (با توجه به هدف فعالیتها و عوامل ریسک دستیابی به آنها) توسط مدیر یا سرپرست حسابرسی آنها را در عمل بهکار گرفت.
در هر حال شناسایی کنترلهایی که وجود ندارند از آزمون کنترلهای مشخصی که مناسب هستند، عموماً مشکلتر است.
6- آزمون کنترلهای مناسب موجود
حسابرس باید شواهدی را فراهم کند دال بر اینکه کنترلهای مناسب موجود، همانطور که طرحریزی شده است، در عمل نیز رعایت میشود. عموماً این مسئله توسعه روشهای حسابرسی و انجام آزمونهایی را به منظور اینکه کنترلهای مناسب موجود بهکار گرفته شدهاند، ایجاب میکند. این مسئله فهم کنترلهای مورد آزمون و استفاده از روشهای ابتکاری برای آزمون عملیات مربوط را به یک اندازه ضروری میسازد. این آزمونها براساس برنامه حسابرسی مربوط که قبلاً تدوین شده است، انجام میشود.
7- شناسایی نهایی حوزههای دارای ریسک بالا یا مشکلآفرین
با توجه به هدفهای کلیه فعالیتهای مهم واحد مورد رسیدگی و زیرفعالیتهای مربوط و همچنین عوامل ریسک دستیابی به هدفهای مذکور که در مراحل قبل مشخص شده است، سطح ریسک دستیابی به هدفهای فعالیتهای مهم (در سطوح مختلف، به عنوان مثال پایین، متوسط و بالا)، با استفاده از نتایج حاصل از رسیدگیهای انجام شده در مراحل قبلی (نتایج حاصل از شناخت و ارزیابی کنترلها و شرایط موجود) و قضاوت حرفهای حسابرس، تعیین میشود. سپس فعالیتهایی (حوزههایی) که دارای ریسک متوسط و بالا تشخیص داده میشوند، به عنوان حوزههای دارای ریسک بالا یا مشکلآفرین شناسایی شده و مطابق نحوه عمل مندرج در بند 8، عملیات تعیین اولویت در مورد آنها اجرا خواهد شد.
8- تعیین اولویتها
همانطور که قبلاً گفته شد، اگر چه موضوع حسابرسی عملیاتی میتواند در برگیرنده عملیات کامل یک سازمان باشد، اما معمولاً دامنه کار به فعالیتهای بخشی از یک سازمان محدود میشود. زیرا معمولاً رسیدگی به تمام فعالیتهای یک سازمان در قالب یک قرارداد با اعمال کلیه روشهای رسیدگی ممکن در یک حسابرسی عملیاتی، میسر نیست. براساس رویکرد مصوب هیئت اجرایی موسسه حسابرسی عملیاتی سازمان حسابرسی، بخشی از عملیات (حوزه/ فعالیت) واحد مورد رسیدگی که در بالاترین سطح اولویت (از لحاظ بالا بودن سطح ریسک دستیابی به هدفهای فعالیت مربوط و میزان وزن یا اهمیت ریسک آن فعالیت) قرار میگیرد، اقدامات مندرج در مراحل بعدی در مورد آن اجرا میشود. در این حالت فرض بر این است که انجام حسابرسی عملیاتی در مورد بخش مذکور بیشترین بازده را دارد.
به منظور تعیین حوزهای که در بالاترین سطح اولویت قراردارد، علاوه بر سطح ریسک دستیابی به اهداف فعالیتها، میزان وزن یا اهمیت ریسکها (از لحاظ عوامل کمی و کیفی) نیز مورد ارزیابی قرار میگیرد. سپس با استفاده از سطح ماتریس ریسک و اهمیت آن، حوزهای که در بالاترین سطح اولویت قرار دارد مشخص میشود. نارساییهای مربوط به حوزههایی که جهت بررسیهای عمیقتر انتخاب نشدهاند معمولاً به مدیریت گزارش میشود.
9- بسط و تکمیل یافتههای حسابرسی
پس از انتخاب حوزه یا حوزههای دارای ریسک بالا یا مشکلآفرین جهت بررسی عمیقتر و تجزیه و تحلیل بیشتر، یافتههای حسابرسی در حوزههای تعیین شده (یافتههای بهدست آمده تا این مرحله از انجام عملیات حسابرسی) لازم است از لحاظ موارد زیر تکمیل شود:
الف- شناسایی نتایج عملکرد یا وضعیت واقعی (موجود)،
ب - شناسایی معیارها (مقیاس اندازهگیری و ارزیابی یا استانداردها)،
پ - شناسایی علل نارساییها،
ت - تعیین آثار (آثار بالفعل و بالقوه برروی عملیات مورد رسیدگی).
مهمترین مرحله جهت انجام حسابرسی عملیاتی، تکمیل یافتههای حسابرسی در مورد حوزههای انتخابی است. این قسمت به عنوان قلب فعالیت حسابرسی عملیاتی محسوب میشود. تکمیل یافتههای حسابرسی شامل دو بخش است:
1- گردآوری شواهد بیشتر تا حدی که بتواند پشتوانه کافی و معقول برای یافتههای حسابرسی تلقی شود.
2- مقایسه نتایج عملکرد یا وضعیت واقعی با معیارها و تعیین علل و آثار مربوط.
حسابرس به منظور تکمیل یافتههای حسابرسی باید به حد کافی عملیات مربوط را تجزیه و تحلیل کند و به موازات آن کلیه اطلاعات مناسب و شفاف را گرد آورد. در واقع حسابرس با انجام این مرحله از فعالیت حسابرسی باید بتواند شواهدی را فراهم کند تا مدیریت را متقاعد سازد به این که نارساییهای بااهمیتی در مورد عملیات مورد ارزیابی، وجود داشته و علل و آثار (ریالی) نارساییهای مربوط را مشخص کند.
حسابرسان برای تکمیل یافتههای حسابرسی میتوانند از لیست کنترل زیر استفاده کنند:
1- آیا تمام ویژگیهای یافتههای حسابرسی مانند وضعیت واقعی، معیارها، علل و آثار وجود دارد؟ اگر جواب منفی است، چرا؟ چه باید کرد؟ آیا این نبود ویژگی، نشاندهنده یک نارسایی است یا معلول یک حسابرسی ناقص؟
2- آیا این ویژگیها بهنحوی با یکدیگر درآمیختهاند که مانع از شفافیت شود؟ آیا حقایق، از عقاید و نظرات قابل تفکیک است؟
3- آیا درک وضعیت واقعی اعتبار دارد؟ آیا شناسایی این وضعیت متکی بر واقعیت مشاهده است یا آنکه بر پایه شنیدههای حسابرس است؟
4- آیا معیارهای حسابرسی، در متقاعد ساختن مبهم و ناتوان است؟ یا از نقطه نظر تخصصی ضعیف یا بیمعنی است؟ آیا این معیارها تمایلات ذهنی افراد را دربر میگیرد؟
5- آیا علت نارساییها را شرح دادهایم؟ آیا علت واقعی را نشان دادهایم یا فقط به معرفی معلول پرداختهایم؟ آیا اطلاعات مربوط به علت ناقص است؟ سطحی است؟ آیا به اصل موضوع میپردازد؟
6- آیا آثار قابل فهم است؟ آیا در مورد آن اغراق شده است؟ آیا این آثار در صورت امکان، کمی شده است؟
10- تدوین پیشنهادها
با توجه به هدف حسابرسی، معمولاً تکمیل موفقیتآمیز عملیات حسابرسی بستگی به ارائه پیشنهادهایی برای انجام اقدامات اصلاحی جهت بهبود وضعیت نامساعد جاری دارد. پیشنهادها باید بهطور منطقی به شرح علت وجود وضعیت نامساعد کنونی، علل مهم و اقداماتی که برای جلوگیری از تکرار آن باید صورت گیرد، بپردازد. پیشنهادهای حسابرس باید قابل اجرا و منطقی باشد تا مدیریت بهآسانی مزایای بهکارگیری آنها را دریابد. حسابرس در ارائه پیشنهادها باید به این سئوالات پاسخ دهد:
. برای اصلاح وضعیت موجود چه پیشنهادهایی میتوان ارائه کرد؟
. آیا این پیشنهادها دارای رابطه منطقی با وضعیت کنونی، معیارها و علل است؟
. آیا پیشنهادها قابل اجرا و منطقی است؟
در بسیاری از موارد، ارائه یک پیشنهاد عملی نسبتاً آسان است، اما در بعضی موارد حسابرس نیاز به ابتکار عمل در ارائه پیشنهادهای معقول و منطقی دارد.
پیشنهادهای حسابرس تا حد امکان باید خاص و مفید باشد؛ نه اینکه حسابرس بهراحتی بگوید: عملیات نیاز به بهبود دارد، کنترلها نیاز به تقویت دارد و سیستمهای برنامهریزی باید اجرا شود. حسابرسان باید در جهت حصول اطمینان از عملی بودن و مقبولیت پیشنهادها، حداکثر تلاش خود را بهکار برند.
بیان اینکه یک کنترل باید اضافه شود و یا اینکه مجدداً مورد عمل قرار گیرد کافی نیست، مدیریت به دلایلی نیاز دارد که چرا کنترل مورد نظر باید مستقر شود. حسابرسان باید دید مدیریتی داشته باشند و ارزیابی خود را برپایه هزینه/ منفعت کنترل مورد نظر استوار کنند. ممکن است هزینه اضافه کردن یک کنترل به مراتب زیادتر از منافع حاصل از آن کنترل باشد. در صورتیکه حسابرسان بتوانند
پیشنهادهای مشخص، با درنظر گرفتن هزینه آن و محیط کنترلی مربوط، جهت بهبود عملیات داشته باشند، به هدف حسابرسی دست یافته و باعث کارایی و سوداوری واحد مورد رسیدگی میشوند. در هر صورت پیشنهادها باید براساس اصل هزینه/ منفعت ارائه شود. ممکن است برای بعضی از نارساییها به دلیل با اهمیت نبودن، پیشنهادی ارائه نشود. در چنین مواردی (به تشخیص حسابرس) صرفاً نارساییهای مربوط به مدیریت گزارش میشود.
11- گزارش به مدیریت
تهیه گزارش حسابرسی به عنوان نتیجه نهایی کار حسابرس، از حساسیت و اهمیت بالایی برخوردار است. چنانچه گزارش حسابرسی بهنحو مناسب تهیه نشود، یقیناً هدف حسابرسی تامین نخواهد شد. حسابرسان باید هدف حسابرسی، دامنه رسیدگی، روش اجرای عملیات، یافتههای بااهمیت و پیشنهادهای عملی خود را بهطور کتبی و بموقع گزارش کنند. حسابرسان باید در مورد شرکتهای دولتی و طرحهای عمرانی، کلیه موارد بااهمیت رعایت نشدن قوانین و مقررات و نیز کلیه موارد سوءاستفاده کشف شده در حین اجرای عملیات و همچنین دامنه عملیات خود درباره کنترلهای مدیریت و هرگونه نقاط ضعف درخور توجه کشف شده در جریان حسابرسی را گزارش کنند. افزون براین، موارد زیر باید در گزارش حسابرسی درج شود:
الف- دیدگاه مقامات مسئول واحد مورد رسیدگی درباره یافتهها، نتیجهگیری و پیشنهادهای حسابرسان و نیز اصلاحات انجام شده،
ب - دستاوردهای ارزشمند، بهویژه در مواردی که نتایج پیشرفتهای مدیریت در جای دیگر نیز کاربرد دارد،
پ - ماهیت اطلاعات حذف شده و نیز الزامات توجیه کننده این موارد (در صورتیکه افشای اطلاعات معینی ممنوع باشد).
در هر صورت گزارش حسابرسی باید کامل، صحیح، بیطرفانه، قانعکننده و تا آنجا که موضوع اجازه میدهد، روشن و خلاصه باشد.
گزارشهای حسابرسی عملیاتی الزاماً دارای الگوی مشابه و یکنواختی نیستند. با این حال عموماً گزارشهای نهایی حسابرسی عملیاتی براساس عناوین زیر تدوین میشوند:
1- مقدمه،
2- هدف حسابرسی و دامنه عملیات،
3- محدودیتهای حاکم بر رسیدگی،
4- مراحل کلی انجام عملیات حسابرسی،
5- روشهای انجام کار (روشهای رسیدگی)،
6- یافتههای مهم (مشتمل بر شرح وضعیت واقعی، معیار، علل و آثار نارساییها)،
7- پیشنهادها.
منابع :
دکتررضا شباهنگ،حسابرسی عملکرد مدیریت، نشریه 98، مرکز تحقیقات تخصصی حسابداری و حسابرسی سازمان حسابرسی، اسفندماه 1373
محمدجواد صفار،حسابرسی عملیاتی، نشریه شماره 112، کمتیه حسابرسی عملیاتی سازمان حسابرسی، دیماه 1376
محمدعلی قوامی، استانداردهای حسابرسی دولتی، نشریه 127، کمیته حسابرسی عملیاتی سازمان حسابرسی، 1378
محمدعبدالهپور و محمد مهیمنی، راهنمای جامع حسابرسی عملیاتی، نشریه شماره 149، کمیته حسابرسی عملیاتی سازمان حسابرسی، 1380
واحد حسابرسی عملیاتی موسسه حسابرسی مفید راهبر، نحوه حسابرسی عملیاتی عقلایی، مردادماه 1377
مصوبات کمیته حسابرسی عملیاتی سازمان حسابرسی و هیئت اجرایی موسسه حسابرسی عملیاتی سازمان حسابرسی.
نظرات شما عزیزان:
سعيد نيك نامى 
ساعت10:33---2 فروردين 1392
دقت حسابرسى براى بررسى حساب ها با استفاده از روش امروزى انتخاب گزديده اى تا چه حدى مطلوبيت دارد و به چه صورت مى توان از اين بررسى ها اطمينان مطلوب حاصل نمود ؟
+ نوشته شده در دو شنبه 23 بهمن 1391برچسب:,ساعت 20:34
توسط
محمد تيموري
| 6 نظر